الف: سخنرانی جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در همـایش روز جهـانی مساجد سال ۸۷
بسم الله الرحمن الرحیم-
اللهم عجل لولیک الفرج... خدا را سپاسگزارم این توفیق را عنایت کرد تا در جمع شما عزیزان و در مراسم تکریم مسجد و جایگاه مسجد، لحظاتی را حضور پیدا کنم و از محضر شما بهره ببرم.
از محضر آیت الله سبحانی که از برجستگان علم و فقاهت و حوزه و ارزشهای دینی ما هستند، استفاده کردیم. می خواهم یک جمله را به محضر ایشان جسارت کنم. مرجعیت گرچه بار ایشان را سنگین تر کرد، اما چیزی بر ارزشهای وجودی این شخصیت اضافه نکرد. کاری که ایشان در معارف اسلامی کردند، بسیار بسیار ارزشمند است. اگر ایشان هیچ کاری جز تدوین مستند و قوی و پرجاذبه زندگی پیامبر گرامی اسلام نمی کردند، همین کافی بود که ایشان را در صدر برجستگان ما قرار بدهد. کاری که هنوز بعد از ده ها سال، برای همه اقشار بسیار متین و پرجاذبه است. بنده اولین باری که این کتاب را خواندم، دوره دبیرستان بود. تا به حال این کتاب را۴ بارخوانده ام اما همچنان برایم جاذبه دارد. اصل موضوع آن، که پرجاذبه ترین موضوع عالم هستی است، وجود نازنین پیامبر گرامی اسلام است. اما نوع نگاه و تدوین و نگارش بسیار پرجاذبه است.
می خواهم چند مطلب را خدمت شما عرض کنم، البته طبق معمول این تذکر را بدهم که صحبت در جمع علما برای ما به منزله درس پس دادن است. بحث اول به طور طبیعی درباره مسجد است:
مبحث اول: مساجد
• نقش مسجد در تربیت
هنوز به نظرم نقش و جایگاه مسجد نه تنها برای عموم، بلکه برای خواص هم ناشناخته است. اصلا نوع زندگی در اسلام بر پایه یک جامعه سعادتمند سازماندهی شده است. جامعه، ارتباطات اجتماعی، سلسله مراتب تربیت و حضور آحاد جامعه در فعالیت های اجتماعی در اندیشه اسلامی با چیزی که امروز در دنیا رایج است؛ به طور اساسی متفاوت است.
نقش مسجد چه در تربیت انسان ها و چه در برقراری ارتباط بین انسان و خدا، خواه در ارتباطات اجتماعی و خواه در حوزه نظارت عمومی و چه در پیشبرد آرمان های الهی، یک نقش بی بدیل است. هیچ سازمان، تشکل و پایگاهی در دنیا و در مقاطع و سیستم های اجتماعی گوناگون مثل مسجد وجود ندارد.
مسجد پایگاهی است که همه امور انسان در آنجا می تواند سازماندهی و مدیریت شود. خوشبختانه در انقلاب اسلامی همان طور که همه چیز از نو تعریف و زنده شد، مسجد هم دارد نقش خودش را پیدا می کند، اما هنوز فاصله ما با بخش حقیقی مسجد، خیلی زیاد است. البته باید به این نکته عنایت داشت، زمانی جامعه می تواند سعادتمند باشد و مدیریت های جامعه بر روش و ارزش های اسلامی حرکت کند که مساجد نقش خودشان را به طور دقیق ایفا کنند و زمانی مساجد می توانند نقش شان رابه خوبی ایفا کنند که مدیریت ها هم به روش اسلامی باشد. اگر دانشگاه ما، اقتصاد ما، فرهنگ ما، علوم اجتماعی ما، عمران و آبادی ما، قانون گذاری ما در فضای غیر مرتبط با ارزش ها و روش های اسلامی شکل بگیرد موفق نخواهند بود و قطعا ره به جایی نخواهد برد. اما این هم مانع از ایفای نقش صحیح مساجد خواهد شد. نمی خواهم بحث را طولانی کنم، همین مقدار کفایت می کند. ما در سیاست های برنامه پنجم سازندگی، چند مطلب جدید را اضافه کردیم. علم و اقتصاد و سیاست خارجی و داخلی همه اینها سرجایش. ۴-۵ مطلب دیگر را هم اضافه کردیم.
• مسجد و خانواده
در طول ۵ سال ما باید به اساس و پایه هایی از نظام اجتماعی توجه کنیم که ریشه همه مسائل اجتماعی اند. اگر آنجا خوب شکل بگیرد، بقیه امور هم سامان داده می شود. خیلی روشن است که اگر یک خانواده کارکرد خودش را نداشته باشد، امکان ندارد جامعه به سعادت برسد. کسی که در خانواده تربیت نشود، بعدا با پلیس و پاسبان و قانون تربیت نمی شود، اگر هم بشود، با صرف صدها برابر هزینه. این دو مطلب را در متن سیاست ها آوردیم؛ ۱- خانواده. ۲- مسجد که در طول ۵ سال اولا باید به خانواده برسیم و ثانیا به مساجد.
مساجد باید آباد باشند و بتوانند ماموریت های انقلاب خودشان را ایفا کنند، البته چیزهای دیگر را هم آوردیم؛ مانند روزی حلال. من به شما عرض می کنم ما برای اولین بار گفتیم در اقتصاد یک حرفی در اسلام هست به نام روزی حلال. این را باید فرهنگش کنیم. اگر حلّش کردیم بسیاری از این زد و بندها و اجحاف ها از بین خواهد رفت.
مسجد وانتظار
عامل دیگری که روح همه فعالیت هاست عامل انتظار است. انتظار مهدوی، این روح همه عالم است. این را هم ما به عنوان یک پایه و اساس کار در ۵ساله بعدی آوردیم . امیدواریم که مراحلش را به طور کامل طی کند و ما در ۵ سال آینده بتوانیم یک توجه ویژه ای به مساجد داشته باشیم. البته در همین دو، سه سال آن مقداری که ممکن بوده، تلاش شده. من نمی خواهم عدد و رقم بگویم. اما اگر با قبل مقایسه کنیم، ده برابر است. ما منّتی بر کسی نداریم؛ چون ما خودمان را بدهکار می دانیم.
مسجد اگر آباد و پرجاذبه و فعال و اثرگذار باشد نه تنها خیلی از هزینه های مادی و سیاسی جامعه کم می شود، بلکه سرعت رشد جامعه چندبرابر می شود. ما الان برای بعضی از کارها کلی هزینه می کنیم که یک نقیصه ای را جبران کنیم. اگر مسجد در جای خود نقشش درست ایفا بشود اصلا آن نقیصه به وجود نمی آید، بلکه توسط خود مسجد رفع می شود. این جمله به عنوان نگاه دولت به پایگاه و جایگاه مسجد و کارهایی که باید در مسجد انجام بشود، است.
• مدیریت مسجد
طبیعی است که مدیر، گرداننده و هدایت کننده مجموعه فعالیت های مسجد، عالم و روحانی است که در مرکز مسجد قرار می گیرد و همه امور مسجد باید به فرماندهی و هدایت روحانی مسجد ختم شود. او باید مسائل محله و مسائل شهر و سلسله مراتب. مسائل تربیتی محله، مسائل اجتماعی محله. مسائل فکری و سیاسی محله را مدیریت کند. نظام اسلامی با سیستم تشکل و تحزب غربی برپا نمی شود و جلو نمی رود. اصلا سازماندهی سیاسی و اجتماعی اسلام همین مساجد است، این سازماندهی است. سازماندهی بسیار مترقی، مردمی ترین شکل سازماندهی در عالم، که هر کس وارد مسجد شد می تواند عضو این تشکل و سازمان بشود. و هر کس وارد این فعالیت ها شد، می شود عضو فعال. شما در مسجد برای کسی محدودیتی ندارید. نمی گویید تو بیا و تو نیا؛ « وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ » همه می توانند بیایند.
وقتی یک مسیحی می گوید می خواهم بیایم در مسجد با تو صحبت بکنم، سؤال دارم، شما نمی توانید بگویید نیا، یک جایی را قرار می دهید می آید آنجا، حرفش را می زند و پاسخ می دهید و رسیدگی می کنید. حتی اگر دست نیازی به سمت شما دراز کرد، خیلی وقت ها شما نمی پرسید که تو مسلمان و یا مسیحی هستی. همین که یک انسانی مراجعه کرده شما کارش را راه می اندازی، زیباتر از این و مردمی تر از این و پایدارتر از این و ریشه-دارتراز این سازماندهی در طول تاریخ، نه تعریف شده و نه به وجود آمده است. و این را شما باید حفظ کنید.
امام ۱ در یک جمله بسیار ساده فرمودند:
« مساجد بهترین سنگرها و جمعه و جماعات مناسبترین میدان تشکل و بیان مصالح مسلمین مىباشند. »
یعنی شما هر چیزی که می خواهید می توانید از جایگاه و پایگاه مساجد بیرون بیاورید.
من در محضر شما دو مطلب دیگر را هم عرض بکنم. در واقع درس پس بدهم:
مبحث دوم: هدف گرایی و آرمان طلبی
مطلب دوم من درباره ماموریت های امروز ماست. من اصرار دارم این را تکرار و تاکید کنم، شما می دانید آن چیزی که به زندگی انسان و به فعالیت های انسان روح می بخشد و اثر می بخشد آن نقطه نهایی است که ما در زندگی و در فعالیتها مد نظر قرار می دهیم. کسی که در زندگی هیچ آرمان و هیچ قله ای را هدف قرار نمی دهد و در یک دایره بسته ای می چرخد، محال است بتواند اثر ماندگاری در محیط اجتماعی از خود به جا بگذارد. اصلا نشدنی است.
همه انبیا و اولیا، همه ائمه و همه بزرگان در طول تاریخ آمدند دست بشر را بگیرند و به سمت آن قله که هدف خلقت است هدایت و دل و چشم انسان را معطوف به آن قله کنند. اگر این را برداریم از زندگی انبیا چیزی باقی نمی¬ماند. معنا ندارد پیامبری بیاید و چندسالی را زحمت بکشد و در یک جایی کارهایی بکند و بعدش هم تعطیل. مگر اینکه بپذیریم کار پیامبر حرکت دادن بشر در یک مسیر نورانی به سمت یک قله روشن است. و الا کارها ابتر است. آن قله را شما می شناسید.
همه این جهان خلق شده است برای انسان و انسان خلق شده است برای خدا. برای رسیدن به خدا، خود خدا راه را قرار داده است. انسان را موظف کرده تا با تکیه بر عقل و حجت خدا و خلیفه الله یک مسیر پرپیچ و خم و طولانی را طی کند تا به اوج برسد. برای رسیدن و طی این مسیر باید چند عامل کنار هم قرار بگیرد. فرموده-اند:
اول ایمان به خداست. اگر ایمان به خدا نباشد بقیه مسائل دیگر مفهومی ندارد.
دوم تصمیم به حرکت است.
سوم اتصال به راهبر و هدایتگر و امام است.
اصلا بدون وجود امام هستی مفهومی ندارد. همه عالم خلق شده است برای اینکه روزی امام بر جهان حاکم شود؛ یعنی همه خوبی ها و زیبایی ها حاکم بشود؛ یعنی همه اسمای الهی در زندگی مردم به واسطه وجود امام که تجلی کامل اسماء الهی است، جاری شود. و الا این دنیا به درد چه می خورد؟
مبحث دوم: حضور و مدیریت امام معصوم
• امام شناسی
من می خواهم اینجا یک جمله ای را خدمت شما عرض کنم، اول هم عرض کردم که شما استاد این بحث ها هستید و من درس پس می دهم. اعتقاد ما این است که خدای متعال عالم را به واسطه وجود امام اداره می کند. بنده در جمع علمای شیعه و سنی، بحث امامت را مطرح کردم و بعد آنجا گفتند آقا اینجا اینها را نگویید. گفتم چرا نگوییم! چه باید بگوییم؟ چه کسی می گوید اعتقاد به مدیریت امام شرک است. خدا، امام را واسطه فیض قرار داده است. یعنی هر چه در عالم وجود دارد به واسطه وجود امام است. به خاطر امام، خدا همه جهان را خلق کرده است. همین که امروز ما زنده ایم، اول فیض خود وجود است که واسطه اش امام است. زیارت جامعه را که می خوانیم، برای مردم حتما تفسیر می کنید چه خبر است؟ بعضی از این حرفها را نمی شود بزنید. هنوز خیلی ها ظرفیت ندارند؛ یعنی امام شناخته نشده است. اگر امام شناخته بشود، خدا شناخته خواهد شد. برای اینکه امام تجلی است. اگر می خواهیم خدا، راه و قله را بشناسیم باید امام را بشناسیم؛ چون امام هم قله و هم راه است و هم راهبر.
اصلا انبیای الهی جز دعوت به امامت کاری نداشتند. چه کار می کردند؟ همه تزکیه و تعلیم برای این بود که آدم-ها متصل به امام بشوند. کسی که متصل به امام شد راه را رفته و در صراط مستقیم قرار گرفته است؛« انتم الصراط».
یک جمله دیگر بگویم: در زیارت جامعه داریم که آسمان و زمین پر است از وجود امام؛ یعنی هیچ وقت عالم خالی از امام نیست. امام، عالَم را اداره می کند. یک جایی من این را عرض کردم، بعضی ها به قیمت برنج و چه و چه وصلش کردند. اینها که ضعف امثال بنده و مدیریت های سطوح پایین است. مدیریت امام واسطه فیض است. این است مدیریت امام، اینکه بشر نیمه وحشی و قبیله ای چندهزارسال قبل را به جایی رسانده است که امروز صحبت از حکومت جهانی می کند.. ببینید بشریت از کجا تربیت شده و به اینجا رسیده است. اصلا فلسفه انتظار، فلسفه حیات و طریق و فلسفه سعادت، مجاهدت مستمر در راه خداست. امام ۱فرمودند:
« انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است »
باید هر کس به قدر وُسع خود تلاش کند که [این امر] حاکم بشود. البته عنایت دارید همواره در کنار امواج حقیقت، امواج شیطانی هم هست. هرگاه فضای جامعه به سمت معنویت، خداپاکی و به سمت امام حرکت می-کند، سودجویی ها و شیطنت ها هم شروع می شود. باز بگذارید جسارت کنم.
به نظرم هیچ جا شیطان به اندازه جایی که عشق امام، یاد امام، توجه به امام در آنجا هست، عصبانی نمی شود؛ برای اینکه هرجا که امام بیاید شیطان نابود می شود. هردلی که پر شد از عشق به امام؛ یعنی خالی شده از شیطان. اصلا همه ی تلاش شیطان از روز اول این بوده که نگذارد مردم به سمت امام حرکت کنند. حتی آنجایی که به گناهان شخصی و چه و چه وسوسه می کند. همه آنها را ابزاری می داند برای اینکه انسان را از امام دور کند؛ چون اگر انسان به امام متصل شد، جایی برای شیطان نیست. شیطان میداند که وقتی امام حاکم بشود، روز مرگش است. بنابراین وقتی که فضای کشور، فضای مهدوی بشود، شیاطین هم حرکت می کنند. دکان و دستک درست می کنند. بازی درست می کنند. شخصی در کرج عده ای را به بیابان می برد، آنجا سجاده ای پهن می کند و می گوید؛ امام الان دارد نماز میخواند و من هم امام را می بینم و شما هم اقتدا کنید. یا کس دیگری دکان باز کرده، پول می گیرد و می گوید من چنین و چنان می کنم البته اینها کارهای خیلی سخیفی است. رهبری عزیز هم تذکر دادند که اینها باید برچیده شود و به فضل الهی خواهد شد.
شما ببینید آثار برجسته ای که در فقه، در معارف، در کلام، در فلسفه، حتی در تاریخ، در هنر سازنده و ماندگار است همه یک جوری مورد لطف است. حتی بعضی از اشعار و مرثیه های ماندگار، اینها مورد لطف بوده والا چیزی اتفاق نمی افتد.اگر عنایت امام نباشد یک لبخند محبت بر کسی نمی آید. این عشق آدم به فرزند از کجا آمده است؟ از وجود امام است و این بزرگ ترین سرمایه ای است که خدای متعال به بشر عنایت فرموده است.
• نیاز بشریت به الگوی انسان کامل
من می خواهم بشارتی به شما بدهم عزیزان من! به فضل الهی شرایط جهان به سرعت به سمتی می رود که ملت ها و مردم مناطق گوناگون پناه گاهی جز امام پیدا نکنند. به سرعت جلو می رود. خیلی عجیب است با سرعت روزافزون توجه به خدا، نیاز به یک انسان صالح کامل که بیاید امور جهان را اداره بکند، دارد در ذهن و اندیشه انسان ها رسوخ می کند.
ما وقتی که در مجامع گوناگون مطرح می کنیم، به سرعت استقبال می شود. ما رفته بودیم یک کشور آسیایی که دو درصدشان مسلمان و یکی- دو درصد هم مسیحی و بقیه هندو و بودایی اند. یک جلسه ای گذاشتند ۴۰۰-۵۰۰ نفراز رهبران مذهبی شان را دعوت کردند.
تمام روحانیون بودایی، هندو و مسلمان و مسیحی آمده بودند. یکی از آنها به عنوان خیر مقدم سخنرانی کرد. ۷ تا۱۰ دقیقه درباره ملت ایران و انقلاب ایران و جمهوری اسلامی به زیبایی و نیکی صحبت کرد و می گفت: ایران کانون همه آرمان های ماست. کانون عقیدتی است. در دل ماست.
بعد هم ده دقیقه- یک ربع من صحبت کردم درمورد همین حرف هایی که معمولا علیه مستکبرین می زنم و اینکه باید دین، خداپرستی، انسان کامل موعود انبیاء حاکم شود. اینها اصلا برای تایید حرف ها ی من فریاد می زدند. آدم ۹۰ ساله بودایی گریه می کرد و می گفت این حرف های دل ماست. اینها آرزوهای ماست. گفتم خب. همه این جملات از اسلام است.
در همین کشورهای اطراف ما که بعضی از آنها سنگین ترین تعصبات را علیه اندیشه های امامت و ولایت ترویج می کنند، بروید در بین مردم، ببینید چه¬خبر است. حب اهل بیت و عشق به اهل بیت :با سرعت نور گسترش پیدا می کند. اینها بشارت است. یک رودخانه عظیم در هستی جاری است. باید خودمان را به این آب زلال بسپاریم با همه وجود در خدمت خدا و در خدمت دستورات الهیِ این راه نجات بخش باشیم.
مبحث سوم: صهیونیست ها شیاطین روی زمین
یک مطلب دیگر هم خدمت شما عرض بکنم. در طول تاریخ همیشه بشر گرفتار شیاطین انس و جن بوده است. در هر دوره ای فاسد ها زیر یک پرچم علیه خداپرستی و پاکی و عدالت مجتمع می شدند و علیه گرایش به حجت خدا و پیامبران، کاری را طراحی می کردند.اینها ام الفساد است و پرچم فساد در این دوره در دست خیلی-هاست، اما آن ستون فقرات شان عبارت است از صهیونیست. صهیونیست پیچیده ترین طراحی سیاسی و فرهنگی و اجتماعی است که تا به حال اتفاق افتاده است.
• افسانه هولوکاست
وقتی ماجرای هولوکاست مطرح شد، شما دیدید که چه جیغ هایی کشیده شد و چه فریادهایی زدند. تا به¬حال چندبار حکم قتلم را صادر کردند. یک استاد دانشگاه آمریکایی، مقاله ای نوشته بود و اهمیت موضوع را برای صهیونیست ها و نظام مادی غرب تحلیل کرده بود. آنجا گفته بود که ما تمام امور قدسی را از بین بردیم. خدا را، پیامبران را، پاکی را، صداقت را، عدالت را، ایمان را، همه امور قدسی را زیرپا گذاشتیم. تنها یک امر قدسی برای خودمان نگاه داشته بودیم که محور اتصال تمام حکومت¬های غربی بود؛ آن هم موضوع رژیم صهیونیستی بر پایه ماجرای هولوکاست بود.
او گفته بود که جمهوری اسلامی ایران هوشمندانه، تنها امر قدسی باقی مانده در نظامات غربی را هدف قرار داد و فرو ریخت. او می گوید ما دیگر فرو خواهیم ریخت؛ چون هیچ امر قدسی که ما را به هم متصل کند، وجود ندارد. نه اینکه وجود ندارد، بلکه در فهم و تفاهم مشترک ما وجود ندارد. اینکه می بینید با تمام وجود دفاع می-کنند به خاطر این است که از وجود خودشان دفاع می کنند.
حالا مگر کل صهیونیست ها در دنیا چند نفرند؟ آنچه که ما برآورد کردیم حدود ۲۰۰۰ نفرکادر دارند که اینها آدم های به اصطلاح مدیرشان در بخش های گوناگون در اروپا و آمریکا و در خود منطقه اشغالی و در سایر کشورها هستند. از نویسنده و طراح و برنامه ریز و جاسوس و ... ۷ ـ ۸ هزار نفرهم عامل دارند. بین ۳۰ ـ۴۰ هزارنفر هم منبع دارند؛ یعنی اینها را وادار به خبررسانی می کنند. برای اینها خبررسانی می کنند یا حرف های اینها را در جهان منتشر می کنند. اما آن قدر پیچیده عمل می کنند که به محض اینکه شما می گویید صهیونیست، تا می-گویید صهیونیست ها باید نابود بشوند و محو بشوند تا جهان نجات پیدا بکند ... جوری تبلیغ می کنند که انگار شما در مقابل جامعه جهانی ایستاده اید.
• صهیونیست و هجمه علیه دینداری
هر جا فسادی هست از سوی این هاست. سنگین ترین هجمه علیه اصل دین داری توسط اینها انجام می شود؛ چون اینها دینی ندارند. دروغ می گویند که ما یهودی هستیم. بزرگترین دروغ شان این است که می گویند ما یهودی هستیم. رهبران روحانیون یهود در آمریکا دو ـ سه بار با من ملاقات کردند، اسناد آوردند، آنها می خواستند برای من اثبات کنند که اینها دروغ می گویند، اینها یهودی نیستند، ریشه اینها بی دینی است. یک مشت دزد سرگردنه هستند. فاسدند. جنگهایی که بین اینها اتفاق می افتد. مستهجن ترین و مخرب ترین برنامه ها در شبکه های ارتباطی و کارهای ضد فرهنگی، کار اینهاست. هر جا یک مؤسسه ای هست، ریشه یابی می کنید، می بینید یکی از اینهاست. این هجمه هایی که علیه پیامبر گرامی اسلام ۶در اروپا و غرب کردند، همه امور قدسی را زیرپا گذاشتند و بعد به سرزمین های دیگران مثل سرزمین اسلامی که اصل دینداری و اصل توحید و نبوت در آنجاست، هجوم بردند.
از آن موقعی هم که با طراحی بسیار پیچیده (در دوره ای که مسلمان ها در خواب بودند. آغاز دوران خواب مسلمان ها بود) آمدند در قلب منطقه ما یک پایگاه درست کردند؛ از آن روز تا به حال، کارشان کشتار و تجاوز و ترور و تخریب و تفرقه افکنی است. جز این چیزی ندارند. هر موقع می خواهید آنها را بزنید، می گویند همه مردم آمریکا با ما هستند. همه مردم اروپا با ما هستند. این هم جزء دروغ هایشان است.
• بیداری مردم جهان بر علیه اسرائیل
همین امروز اگر در آمریکا یک رفرندام آزادی برگزار بشود و بگویند مردم نظرتان را راجع به صهیونیست ها و رژیم صهیونیستی بدهید، قریب به اتفاق مردم خواهند گفت که اینها باید از صحنه روزگار محو شوند. یک مشت دروغ تحویل ملت ها دادند. الان ملت ها بیدار شده اند.
۱. بیداری مردم اروپا
استاد دانشگاه در ایتالیا(در کنفرانس خواروبار جهانی) به من گفت من ۵ دقیقه از شما وقت می خواهم. برنامه-هایمان خیلی فشرده بود. گفتم منتظر باشید خبر می دهیم. ۵ ساعت همراه کاروان ما آمد. بالاخره ۹ شب ۵ دقیقه وقت دادیم. آمد و خودش را معرفی کرد و گفت من استاد فلان دانشگاه هستم و رشته ام این است و دانشمند این رشته هستم. گفتم بسیار خوب مطلب تان را بفرمایید. گفت؛ من آمدم دو سه جمله به شما بگویم. اولا این حرفهایی که امروز جمهوری اسلامی می زند، حرف دل ماست و من تنها نیستم. ما در اروپا ارتباطاتی داریم، نشستهایی داریم، خودمان یک شبکه شده ایم. گفت؛ می خواهم به شما بگویم بیش از ۷۰ درصداز مردم اروپا، همه این حرف ها را قبول دارند. سی درصد هم تحت تأثیر فشار تبلیغاتی صهیونیست ها هستند. شما اگر سفر کنید به کشورهای اروپایی، فرانسه، آلمان، ایتالیا و هلند، هر جا بروید. تا بگویید من ایرانی هستم، بلند می شوند، احترام می کنند و علیه صهیونیست ها حرف می زنند.
۲. بیداری مردم آمریکای لاتین
در آمریکا هم همین طور است. ۶۰ سال است که دارند جنایت می کنند. چه بلایی سر فلسطینی ها آوردند و چه بلایی سر منطقه ما آوردند. چه بلایی سر دنیا آوردند. شما ببینید در آرژانتین این گروه صهیونیست سنگین ترین فشارها را به دولت آرژانتین می آورد و حتی آرژانتین را مجبور کرد، علیه ایران موضع بگیرد. در حالی که رئیس جمهور آرژانتین از آدم های انقلابی آمريکای جنوبی است. آنها به ما پیغام دادند که فشار به ما خیلی سنگین است. برای اینکه(صهیونیست ها) مراکز قدرت را دست خودشان گرفتند. اما در خود آرژانتین چه خبر است؟.در دانشگاه و در خیابان، مردم طرفدار ایران و ضدصهیونیست اند. اینها(صهیونیست ها) باید در دنیا منزوی و انشاءالله محو شوند.
۳. بیداری مردم کشورهای مسلمان
در ترکیه یک گوشه اش نشان داده شد. من آنجا تحقیق کردم گفتند؛ اینجا یک آتشفشان در آستانه انفجار است. وقتی که ما رفتیم ترکیه، از قبل صهیونیست ها و اربابشان( که همه یکی اند فرقی نمی کند.) اینها اعلامیه دادند، فشار سنگین به دولت ترکیه، که برای چه فلانی(احمدی نژاد) را دعوت کردید. او گفته؛ که باید رژیم صهیونیستی محو بشود. برای چه دعوتش کردید؟ اگر این کار را بکنید اگر راجع به گاز توافق بکنید چه می کنیم چه می کنیم. بعد هم عوامل شان را تهدید رسمی کردند. ما رفتیم در آنجا دولت به طور معقول، امنیت برقرار کرد. امنیتی که اینها برقرار کردند، سنگین تر از امنیتی که هنگام رفتن بنده به آمریکا برقرارشد، بود.
رسانه های آنجا (ترکیه) اکثرا دست عوامل بیگانه است. طبیعی است، وقتی که یک رئیس جمهور به کشور می آید، امنیتش را برقرار می کنند، راه ها می بندند. گرچه وقتی ما وارد ترکیه شدیم، ما را از کمربندی بردند، تا مردم اذیت نشوند، اما در همان کمربندی هرجا پلیس یک حفاظی کشیده بود مردم پشتش جمع شده بودند. در پشت بام ها و جاهای دیگر، از پشت پنجره ها و... منتظر هیئت ایرانی بودند. ما رفتیم، یک دفعه رسانه ها تبلیغات فراوانی شروع کردند، که این سفر که دستاوردهای فراوانی نداشت. اتفاقا دستاوردهای فراوانی داشت؛ در مورد گاز، یک توافق بسیار عالی کردیم. روی مسائل سیاسی منطقه و مسائل اقتصادی دو طرف توافق بسیار خوبی کردیم. ما قبلا روابط مان در سال ۴ میلیارد دلار بود. دو سال پیش گفتیم؛ این را به ده میلیارد برسانیم که الان به ده میلیارد رسیده است. گفتیم ظرف ۴ سال آینده، باید به ۲۰ میلیارد در سال برسد. این توافقات مان بود. روی تولید برق و روی تولیدنیروگاه و سدسازی و راه آهن، حمل و نقل، صنعت و تجارت، توافق های بسیار خوبی کردیم. گرچه آنها(صهیونیست ها) تبلیغات کردند که فلان نشد و فلان نشد. اینها تبلیغات علیه جمهوری اسلامی را شروع کردند، که احمدی نژاد می گوید: ما، مردمی هستیم. ببینید چقدر راه ها را بستند و مردم چقدر گرفتار شدند و وقت شان تلف شد. گزارش های نیم ساعت، نیم ساعت به ما می رسید. به ما گفتند اینها دارند تبلیغات سنگین می کنند. من گفتم انشاءالله خدای متعال چاره خواهد کرد. در کنفرانس خبری که ۵ شبکه مستقیم پخش می کرد من منتظر بودم یکی از اینها همین را بپرسد. خوشبختانه به لطف خدا یک نفر پرسید. گفت آقا شما می گویید مردمی هستید، اینها (ترکیه) راه ها را بستند و مردم اذیت شدند و گرفتار شدند. راه بندان های سنگینی ایجاد شد. توریست ها اذیت شدند. همه مردم ناراحت اند و... گفتیم؛ بسیار خوب سؤال خوبی کردید. اما در ایران اصلا این طوری نیست. ما رهبری مان جابجا می شود کسی متوجه نمی شود. بنده هم که هیچ وقت راهی را نمی بندم. معمولا در بین مردم هستیم. اینجا هم ما علاقه داشتیم در بین مردم برویم. ما مردم ترکیه را دوست داریم. آنها هم ما را دوست دارند، با ما برادرند. اما دست ما نبود. دست دولت بوده. ما هم توصیه کردیم که آسان بگیرید. اما به نظرم دولت ترکیه از این تروریست های صهیونیست، یک مقداری نگرانی داشته که این قدر سخت گیری کرده است. بعدش هم به نمازجمعه رفتیم.
بعضی از شما ممکن است به مسجد سلطان احمد رفته باشید. از درب رسمی پیش بینی کردند داخل مسجد برویم. بچه هایی که همراه مان بودند، گفتند؛ شما آن درب رسمی را پیش بینی بکنید، اما یک دربی که مردم در آنجا هستند، ما از آنجا داخل برویم. برای اینکه هم تبلیغات خنثی بشود و هم در بین مردم نماز بخوانیم. ایشان هم پیش بینی کرده بودند. یک ربع، بیست دقیقه قبل از این که ما برویم، چند نفر رفته بودند دم در ایستاده بودند. خبرنگارها فهمیدند. ۱۵۰-۲۰۰ خبرنگار با دوربین آمده بودند. ما رفتیم در مسجد یک تلاطمی ایجاد شد و همه حرکت کردند به سمت آن نقطه ای که هیئت ایرانی نشسته بود. امام جماعت به سختی آمد و خواهش کردیم مردم نشستند. صحنه هایی را ما دیدیم.
بعدش هم که یک فریادهای الله اکبری و شعارهای انقلابی در مسجد(طنین انداز شد) جوانی که صف جلوتر از ما نشسته بود با چشم گریان برگشت و گفت فلانی( به زبان ترکی می گفت و ترجمه می شد.) می گفت؛ شما ایرانی ها پیش خدا روسفیدید. می توانید به خدا نگاه کنید، ولی ما نمی¬توانیم. گفتم چرا؟ می گفت علتش این است که شما با صهیونیست ها رابطه ندارید ولی ما رابطه داریم.
از مسجد آمدیم بیرون، تجمع شده بود. من می خواستم خنثی بکنم، گفتم؛ مردم با ایران و علیه صهیونیست ها هستند پشت مسجد، یک میدان است. دوستانی که رفتند، دیدند میدان بزرگی است. دیدم آن طرف میدان، جمعیت ایستاده و ابراز احساسات می کند. من به سمت آنها حرکت کردم. تا به سمت آنها رفتیم، شروع کردند به شعار دادن که اسرائیل محو است و آمریکا محو است. یعنی همین مرگ بر... (این قدر نجس-اند که نمی خواهم اسم-شان را ببرم.) من دیدم اینجا یک تظاهراتی شروع شده، ولی هنوز کافی نیست. باید یک درسی به اینها داده بشود که اینها قشنگ دوزاری شان تا ته بیفتد. افتاده ولی قشنگ هضمش کنند. به آن پلیسی که آنجا بود گفتم فلانی حرکت کنیم، هرجایی که پلیس راه را بسته بود و تجمعی از مردم هست من می خواهم، پیاده شوم و از مردم عذرخواهی کنم.
دو کیلومتر رفتیم دیدیم یک میدانی است. دیدیم جمعیت خیلی خوبی ایستاده¬اند. هم از اهالی خود ترکیه هستند و هم از توریست هایی که(به ترکیه) آمده اند. با انواع سر و وضع، همه مدل، از زانتیا و سمند همه مدل، همه تیپ-ها بودند.. نگه داشتیم و از ماشین پیاده شدیم. اینها هیجان زده، شروع کردند، شعار دادند. همان شعارها: الله اکبر، آمریکا محو است و اسرائیل محو است. یک مقداری به اینها عرض ادب کردیم. یک دفعه از یکی- دو کیلومتر پایین تر یک جمعیت کثیری صف پلیس را شکسته و به سرعت به سمت ما آمدند.
یک لحظه در ذهنم آمد که این جمعیت هیجان زده، اگر به هم بپیوندند، یک راهپیمایی راه می افتد و سازماندهی ندارد، ممکن است مردم آسیب ببینند. گفتم سوار شوید برویم. ریختند دور ماشین، شعار می دادند، فریاد می-کشیدند، به ماشین دست می کشیدند. سلام می فرستادند. عرض ارادت به ملت ایران و رهبری و انقلاب. مثل ایران. بعدش هم در طول مسیر آمده بودند بالای پشت بام ها، کف می زدند، شعار می دادند. یک صحنه خیلی عجیب بود.
من یاد آن کلام امام۱افتادم که فرمودند:
مسلمان ها حرکت کنند و راهپیمایی کنند، بروند این صهیونیست ها را از صحنه روزگار محو کنند.
آنجا دیدم این خواسته امام یواش یواش دارد، زمینه اش فراهم می شود. که اگر یک روزی پرچمی بلند شود که حرکت کنیم، آن وقت سیل جمعیت به راه خواهد افتاد.
۴. صهیونیست و انزوای جهانی
البته یک زرنگی هایی دارند. خیلی زرنگی ها... شیطان است دیگر. خیلی پیچیدگی دارد. درحالی که منزوی ترین گروه در دنیا هستند، دیگران را منزوی می کنند. اینهایی که خودشان رفتند بدبخت ها را گفتند بیایید، برویم به شما خانه می دهیم، کار می دهیم، امنیت می دهیم. آنها را آوردند سپر بلا کردند و به کشتن می دهند. نمی گذارند اینها بیرون بروند. تا می گویید یک جوری حرف می زنند، انگار تمام مردم آمریکا و تمام مردم اروپا و تمام دنیا طرفدار اینها هستند. امروز، منزوی تر از اینها در دنیا پیدا نمی شود. یک ذره مقاومت فلسطین انشاءالله جلو برود. یک ذره هنر کنند، یک خرده کارها را قوی ترکنند، بعد ببینند چه طوری ازآنجا فرار می کنند. چه کسی می ایستد برای آنها دفاع کند. یک مشت مزدور جمع کردند و اسلحه ها را به اینها دادند، زن و بچه بی سلاح را می کوبند. البته اجازه بدهید یک بشارتی به شما بدهم. در رسانه های ترکیه این را مفصل گفتم و جالب است، خیلی از این مسئولین رسانه ای که لائیک اند. آنها می گویند این درست است و ما با شما هم نوا هستیم.
به شما عرض کنم، به فضل الهی دوران صهیونیست به پایان رسیده است. فلسفه وجودی اش را از دست داده است. من آنجا گفتم مثل یک ماشین اوراقی شده، که خرجش بیش از دخلش است. اینها هم باید از آن دست بردارند. نصیحت ما به سران اروپایی و آمریکایی این است که دست بردارند، دارد غرق می شود. این را برای تجاوز اشغال و برای این که خوار چشم مردم منطقه باشد و دائم مستاصل کند و همه را بیندازد در دامن اروپایی ها و آمریکایی ها درست کرده بودند. اینها وقتی که درست شدند، می گفتند؛ ما می خواهیم از نیل تا فرات را بگیریم. الان در چه وضعی اند؟ الان برای این که در آنجایی که اشغال کرده¬اند بمانند، دارند دور خودشان دیوار می کشند.
یک جوری تبلیغ می کنند که ما داریم فلسطینی ها را محدود می کنیم. دیوار می کشیم. نخیر! اینها برای حفظ خودشان، دارند دور خودشان دیوار می کشند. این می تواند ادامه پیدا بکند؟ فرض کنید دیوار کشیدید. خوب نمی خواهید رابطه داشته باشید. به محض اینکه این دیوار تمام بشود شعله های ضدصهیونیستی، پشت این دیوار می ایستد و این دیوار را برخواهد داشت و ریشه های صهیونیست فاسد را از جهان برخواهد کند. کارشان تمام است. الان به شما بگویم. در دل سران آمریکا و اروپا، در حمایت از اینان، تردید جدی درست شده است. هنر ما این است که اینها را هر روز تنهاتر، منزوی تر و بی یار و یاورتر کنیم و انشاءالله به زودی شاهد برچیده شدن این جرثومه، از زندگی بشر باشیم. چندبار در این دو سه سال پیغام به ما دادند، افرادی آمدند از موضع دلسوزی، که فلانی یک مقداری راجع به صهیونیست ها آرام تر بگو! بالاخره اینها عصبانی می شوند. ما خیلی آرام و محترمانه می¬گوییم. می گوییم این شجره خبیثه ای که درست کردید، خودتان جمع شان کنید، ببرید.
۵. راه حل ایران در قبال مسئله فلسطین
راه حل جمهوری اسلامی را عمل بکنید. راه حل جمهوری اسلامی انسانی ترین و دموکراسی ترین راه حل است. می گوییم آقا رفرندام کنید. بگذارید مردم تصمیم بگیرند که مسلمان، یهودی، مسیحی، اهل فلسطین راجع به رژیم صهیونیستی تصمیم بگیرند که چه بکنند. البته آنها می دانند که هر کس خودش را به این صهیونیست ها آویزان کند، با صهیونیست ها خواهد مرد.
مبحث چهارم: تحول اقتصادی
علاقه مند بودم راجع به طرح تحول اقتصادی و کارهای دولت هم مطالبی خدمتتان عرض کنم. به نظرم یک جلسه ماه مبارک، یا قبلش سه- چهار ساعت که دوستان سر حال بیایند همکاران من بیایند، طرح تحول بزرگ اقتصادی را تشریح کنند و جزئیاتش را بگویند و عزیزان در جریان کار باشید که بزرگ ترین اصلاحاتی است که می خواهد انجام بشود و انشاءالله ریشه این معضلاتی که دائم همه از آن ناراحتیم انشاءالله ریشه کن بشود. یک عدد خدمت شما بگویم. این را من اتفاقی برداشتم نه انتخابی. هر بخشی از عملکرد این دولت را بگیریم همین است. من یک موردش را آوردم. در بخش برق، در بخش آب، راه و فرودگاه و راه آهن و بیمارستان و دانشگاه و تجارت و سرمایه گذاری و فولاد و سیمان و مس و شیشه و لاستیک و خودرو. در هر بخشی بگویید همین میزان و همین نسبت برقرار است. می خوانم. البته همه زحمت کشیدند. من از همه کسانی که بعد از انقلاب زحمت کشیدند تشکر می کنم. این به معنای نفی دیگران، ناشکری و ناسپاسی از خدمات دیگران نیست. این فقط یک مقایسه است. این دولت، دولت کار بوده است. همه مشغول کاریم. اصلا در دولت ما این بحث¬های سیاسی که کدام روزنامه و کدام روزنامه اصلا بحث نمی شود.
ب: سخنرانی جناب آقای دکترمحموداحمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در همایش روز جهانی مساجد سال ۸۸
رئیس جمهور محترم
بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدلله رب العالمین والصلاه والسلام علی سیدنا و نبینا محمد وآله الطاهرین واصحاب المنتجبین اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر وجعلنا من خیرانصاره واعوانه والمستشهدین بین یدیه.
خدای بزرگ را سپاسگزارم که توفیق داد در بهترین ایام سال در ماه شعبانالمعظم و در آستانه ضیافت الهی با موضوع گرامیداشت مساجد، در محضر شما علما، اندیشمندان و پرچمداران اسلام ناب باشم البته در محضر علما صحبت کردن مثل زیره به کرمان بردن است. به عنوان عرض ارادت به ساحت علم و عالم و عالمان عالم و مجاهد و به ساحت مقدس مسجد چند کلمه ای خدمتتان عرض میکنم.
ارزش و جایگاه مسجد
مسجد زیباترین و کاملترین پاسخ به نیازهای اجتماعی انسان و نیاز کمالجویی است، اصلاً موضوع و مسئله آفرینش انسان است.
همه عالم برای انسان و خدمت به او خلق شده است. خدای متعال همه این عالم را خلق کرد برای انسان و انسان را خلق کرد برای خودش. همه عالم خلق شده است تا انسان از خاک به خدا برسد.
همه سنتهای الهی در خدمت این مسیر الیاللهاند. اگر انسان و سیر الیالله انسان را از این عالم برداریم دیگر موجودات خاصیتی ندارند. مهمترین مأموریت انسان حرکت به سمت خداست. به نظربنده برای انجام این مأموریت، توجه به چند نکته ضروری است:
اول اینکه انسان خودش را بشناسد.
دوم اینکه خدا را بشناسد.یعنی از کجا می خواهد به کجا برسد.
سوم اینکه راه را بشناسد. شناخت هر سه اینها مستلزم شناخت انسان کامل است. اگر کسی بخواهد انسان و ظرفیتهای الهی را بشناسد راهی جز شناخت انسان کامل وجود ندارد.اگر همه موجودات عالم را بشناسید و همه هفت میلیارد انسانی که در حال زندگیاند را بشناسیم، باز به شناخت کاملی از انسان نمیرسیم. چون همه ناقصاند.
نیاز به شناخت انسان کامل
اگر بخواهیم انسان را بشناسیم باید انسان کامل را بشناسیم. چون می خواهیم خدا را بشناسیم. خدا را چگونه میشود شناخت؟ ما که به ذات حق دسترسی نداریم، ما مصون هستیم، افق نگاه ما و شناخت ما محدود است. نمیتوانیم به شناختی جامع و کامل احاطه پیدا کنیم.
پس باید خدا را از تجلی او بشناسیم راه دیگری وجودندارد تجلی اکمل و اعظم خدا؛
و اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (آل عمران/۱۰۳)
برای خدا شناسی و رسیدن به حق از تجلی اعظم او آیا راهی جز طریق انسان کامل وجود دارد. والا «هر کسی از ظن خود شد یار من.» خدای متعال انسان را رها نکرد، دستش را گرفت.
خداوند واسطه فیض را یک حلقه ای قرار داده است تا از طریق او انسان به خدا برسد. معنی این حرف این نیست کسی نمیتواند مستقیماً با خدا گفتگو کند، اما خدای متعال برای جاری کردن فیض خود در عالم واسطه قرار داده است.
البته به لحاظ فلسفی هم روشن است کمال و مراتب کمال از بالاترین حد به پایین جاری می شود. کسانی بیشترین دریافت را دارند که نزدیکتر و کاملترند و فیض از ناحیه آنها به مراتب پایین تر جاری می شود.
در زیارت جامعه و ادعیه های دیگر داریم که صراط مستقیم عبارت است از انسان کامل و اگر الگو یا امام نباشد، راهنما نباشد، انسانها راهی به سوی خدا ندارند. آدمهای زاهد و ریاضتکش و عابد و گوشهگیر در کنج و انزوا عبادت میکنند اما هیچ مرتبه از مراتب کمال را طی نمیکنند « بیخضر پای در این راه منه» حال که میخواهیم خلاصه کنیم، به مردم میگوییم خداوند عالم را برای انسان آفرید، انسان اگر میخواهد به کمال و به مقصود از آفرینش خودش دسترسی پیدا کند، نیازمند انسان کامل است.
پس خدا این عالم را برای انسان کامل خلق کرده است. مشکل اصلی بشر غفلت از همین مفاهیم است. کسی که خودش را نشناسد، خدا را نشناسد، راه را نشناسد، انسان کامل را نشناسد، غفلت بکند از این حقایقی که خدای عالم برای او قرار داده است حاصلش می شود همین مسئله ای که امروز در جهان میبینیم. انسان برای کمال خودش علیالدوام نیازمند فیض الهی است به همین دلیل علیالدوام نیازمند به ارتباط و تبعیت از امام است.
این ارتباط یک لحظه قطع بشود همان لحظه، لحظه سقوط و انحطاط است. مثل دستگاه تنفسی که به یک نفر متصل است. اگر این دستگاه تنفسی قطع شود، حیات او در خطر است. حیات کمال ما هم به واسطه ارتباط علیالدوام با امام هستی است.
نقش جایگاه مسجد
حالا میخواهم نتیجهگیری کنم که مسجد چه نقشی ایفا می کند؟ «مسجد» جایی است که به طور مستمر انسان تمرین زندگی کمالجویانه میکند.
حضور در مسجد و اقامه نماز جماعت یعنی یاد خدا کردن. یعنی پیوستن به خدا، یعنی تجدید اراده و همت برای حرکت به سوی خدا، یعنی تمرین زندگی با امام و غریبانهترین صحنهای که در مسجد خلق میشود، اقتدای مأمومین به امام است. تمرین پیوستگی با امام است و اصلاً حلقه اتصال ما با امام است.
مسجد رکن حاکمیت اسلام در کره زمین است. ذهنتان را ببندید به آن دورانی که حاکمیت امام در جهان محقق شده است. آن وقت می بینید مسجد و نماز جماعت چه صفا و چه حالی دارد. ایستادن پشت سر امام و گفتن«الله اکبر» به معنی پیوستن و متصل شدن به امام است.
کسی که اول وقت نماز بخواند به امام اقتدا کرده است، نماز جماعت تمرین زندگی اجتماعی در سایه ارزشهای الهی است. عدهای میگویند آیا اقامه روزانه سه نوبت نماز جماعت لازم است؟ بله لازم است؛ همانند سه وعده غذایی.
اگر بناست اتصالی باقی بماند اگر می خواهید هدایتی دریافت کنید که علیالدوام و مستمر باشد و فزونی یابد و پی در پی باشد باید ارتباط همیشه برقرار باشد، هر نمازی و هر نماز جماعتی باید یک پله صعود باشد. این نمازها پلکان است، راه پله است. هر نماز باید یک پله بالا ببرد. یک قدم نزدیکتر کند.
حال این تغییر اگر در اتصال با امام باشد محقق می شود؛ الا حرکت، رشد و کمالی در پی نخواهد داشت. مسجد فقط یک عبادتگاه فردی محض نیست. مسجد پاسخی کامل و زیبا به بالاترین و والاترین نیازهای اجتماعی، فردی و کمالجویانه انسان است.
همه چیز در مسجد است. اقامه یک نوبت نماز جماعت همانند مرور کردن یک دور کامل مکتب و ارتباطات اجتماعی است، توحیدرا،نبوت را، امامت را، عدالت را، معاد را، محبت را، برادری را، وحدت را و... آثار اجتماعی نماز جماعت به قدری گسترده و فراوان است که به بحثی جداگانه نیاز دارد. خدای متعال انسان را خلق کرد و برای او کمال را پسندید و اسباب آن را در اختیارش گذاشت.
مسجد کانون تعالی روحی و معنوی آحاد جامعه است. کانون انسجام اجتماعی است. کانون اتّصال به امام است. همه عظمت مسجد وهمه عظمت جمهوری اسلامی در این یک جمله است که "نظام ولایت حلقه اتصال با انسان کامل و امام" است. رمز شکست ناپذیری جمهوری اسلامی در این است. رمز اقتدار جمهوری اسلامی و رمز رشد پی در پی مردم در همین پیوستگی است.
درجه دریافت مردم، قدرت تحلیل مردم، پایبندی به ارزشهای انسانی و الهی مردم را با سی سال پیش مقایسه کنید و ببینید چقدر از آن زمان جلو افتادیم و انصافاً قابل مقایسه نیست. سی سال حرکت، مجاهدت و طی کردن مراتب و مراحل. در این سی سال همه قدرتهای اهریمنی برای سرنگونی انقلابمان دست به دست دادند، اما در برابر ملت مظلوم و تنهای ایران ذلیل و زمینگیر شدند.
رمز پیروزی و دوام ما همین اتصال به امام است. نظام ولایت، تمرین زندگی در نظام امامت است و خدای متعال نظام جمهوری اسلامی ایران را هدیه کرده است. کانونهای سازماندهی و ترویج مستمر اندیشههای انقلابی و اندیشههای ولایی و روح ولایت و امامت است از مساجد که مسؤلیت امام جماعت فقط اقامه نماز، مدیریت جسم و فیزیک مسجد و پیگیری نیازهای مادی مسجد نیست.
جایگاه امام جماعت
امام جماعت مربی دلسوز و فداکاری است که نور معنویت، اخلاق، عدالت، برادری، عشق به ولایت و عشق به امامت را در محیط خود منتشر کند. شبکه ائمه جماعات مسجد در واقع شبکه سازماندهی شده حرکت مردم به سمت قله های کمال اند. فرمودند: تجمعات از مسجد است من می خواهم بگویم همه چیز ما از "مسجد" است.
چرا که همه خیرات از ناحیه معنویت و کمال و ارتباط با امام است و مسجد یک کانونی است که ارتباط با امام را فریاد می زند. مسجد نماد ارتباطی با خدا و امام است که هر دو از یک جنس است. عمران و آبادی مساجد یک مأموریت است، یک وظیفه است... اگر کسی مسجد را به اندازه لانه گنجشکی بسازد همانطور که عزیزمان مطرح کردند خدا خانهای در بهشت برایش بنا میکند.
خوش به حال شماها که به دنبال عمران معنوی و عمران حقیقی مساجد هستید. عمران یک مسجد متوقف به امام جماعت است و من به سهم خودم از همه شما تشکر میکنم که پرچم مسجد را، پرستش، ایران دوستی، اتحاد و پرچم اتصال به ولایت را در مساجد برافراشتهاید.
ریشه مشکلات بشر غفلت از حقیقت انسان و مأموریت انسان و اتصال با انسان کامل است. تمام بدبختیهای انسان به دلیل جدایی از خط پیامبران الهی و خط انسان کامل است. این دو گروه را مقاسه کنید: کسانی که از راه پیامبران الهی غافلاند در واقع از حقیقت انسان کامل در طول زمان غافلاند و نقطهی اوجشان میشود آقای بوش.
از طرف دیگر کسانی که دنبال پیامبران الهی حرکت می کنند به دنبال تحقق حاکمیت انسان کاملند یک نمونه اش می شود امام راحل.
ببینید آنهایی که خودشان را جای خدا گذاشتند، جای انسان کامل گذاشتند، هواهای نفس و خودخواهیهای خود را ترجیح دادند بر تبعیت از احکام الهی و احکام پیامبران الهی و حقوق دیگران را پایمال کردند به کجا رسیدند. آنها واقعاً تجسم این کلام الهی اند:
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ (الاعراف/۱۷۹)
«به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم; آنها) دل، (عقلها)یی دارند که با آن اندیشه نمیکنند; و نمیفهمند. و چشمی که با آن نمیبینند! و گوشهایی که با آن نمیشنوند. آنها چهارپایانند; بلکه گمراهتراند! اینها غافلانند چرا که با داشتن چنین امکان هدایتی باز هم گمراهاند! »
تحلیل حوادث جهانی در عصر حاضر
کدام حیوان این کارها را میکند؟ به عراق مظلوم حمله کردند و چند صد هزار نفر را کشتند به بهانهی اینکه در حادثه ای در نیویورک سه هزار نفر کشته شدند، که اگر فرض کنیم این عددها و رقمها و ادعاها درست است حتی اجازه ندادند کسی بررسی کند.
ماجرایی را ساختند و تبلیغات کردند. به همین بهانه به افغانستان و بعد به عراق حمله کردند، چقدر زنها و کودکان، انسانهای مؤمن و مساجد را به خاک و خون کشیدند. به جایی رسیدند که در جلساتشان، برای پیشبرد اهدافشان، برای گسترش سلطهشان، برای چاپیدن ثروت ملتها، به قیمت کشتن صدها هزار نفر نقشه میکشند. به بهانه ایجاد امنیت و مبارزه با ترور و مواد مخدر به افغانستان حمله کردند، اما در هفت، هشت سال حضورشان در آنجا، مردم یک روز خوش نداشتهاند.
هر روز کشتار، هر روز بمباران، به بهانه مقابله با تروریستها حمله میکنند در روستاها زن و بچه را به خاک و خون میکشند. در حمله به عراق هم گفتند میخواهند صدام را بردارند. سلاحهای کشتار جمعی را منهدم کنند، سلاحی که پیدا نشد، صدام هم که رفته است دیگر در عراق چه میخواهند، البته ما میدانیم آنها برای چه آمدهاند.
آنها برای تسلط بر منطقه اسلامی، تسلط بر ثروت منطقه اسلامی آمدهاند. راهش هم این است که بین برادران اختلاف بیندازند. اسلام یک حقیقت بیشتر نیست. یک کتاب، یک خدا، یک پیامبر بیشتر ندارد، اسلام یک حقیقت است.
هشتاد سال پیش به فلسطین هجوم آوردند. خشن ترین، بی فرهنگ ترین، آدمکشترین، رذلترین آدمها را بر مردم مظلوم فلسطین حاکم کردند. چه کسی به شما اجازه داده با شعار مبارزه با تروریست خشنترین تروریستها، تکویریها، فاسدها، آدمکشها را مجهز کنید و به جان مردم بیاندازید.
البته امروز دیگر برای دنیا روشن شده آنها دنبال چه هستند. حدود صد سال پیش مسلمانها در یک غفلت تاریخی فرو رفته بودند و آنها سر حال بودند. حرفهای قشنگ میزدند. جنایتهایی کردند که در تاریخ سابقه ندارد. اما امروز دوره بیداری است. دوره بیداری ملتها است.
امروز دیگر حنایشان رنگی ندارد. دست از جنایتهایشان برندارند این ملتها جلوشان میایستند و آنها را به رسوایی میکشانند. آقا آمده میگوید ما میخواهیم تغییر دهیم چه چیز را میخواهید تغییر دهید؟ چه چیزی را تغییر دادید؟ یا آن استعمار پیر با خیال خودش در امور ایران دخالت میکند.
یکی از دوستان وزرای خارجی ما پیغام داد که در یکی از انتخابات با وزرای خارجه استعمار منهدم شده و مطمئن شده جلسه داشته در آنجا، دیده آنها در تکاپو هستند که یک غلطی در ایران بکنند.
به آنها گفته که شما اشتباه میکنید و نباید دخالت کنید. آنها نیز در جوابش گفته بودند که ما برنامه ریزی بسیار دقیق و حساب شدهای کردهایم. این دفعه دیگر «دولت» بحث ما نیست بلکه می خواهیم کل «نظام» را بزنیم. می خواهیم «ولایت» را بزنیم و تمام کنیم! دوست خارجی ما هم گفته که، شما ملت ایران را نمیشناسید، نظام جمهوری اسلامی را نمی شناسید، که چنین برنامهریزی کردهاید.
افرادی را پیدا کرده بودند که حرفهای آنها را تکرار کنند. تصور کردند که با پول، رسانه، شبکه تلویزیون فارسی و... میتوانند نظام جمهوری اسلامی را براندازند. دخالت کردند و دیدید که زمین خوردند.
حالا میخواهند یک جوری درستش کنند. آنها میخواستند با یک تیر به هدفشان برسند. اما الان پیغام میدهند که بیایید میخواهیم درستش کنیم. ملت ایران سیسال بزرگواری کرد و در سایه جمهوری اسلامی، با دشمنانش با کرامت برخورد کرد. در این سی سال هر ندایی از ملت ایران بلند شد، آنها پشت آن ندا قرار گرفتند.
با پول، دروغگویی و زور ارعاب ایجاد کردند. به فضل الهی هر بار زمین خوردید باز ملت ایران گذشت کرد. با رذالت و آشکارا در امور ملت ایران دخالت کردید بعد اعلام می کنید که حالا بیایید یک جوری درستش کنید؟ بله، انشاءالله ملت ایران درستش خواهد کرد و آنچنان سیلی به بدخواهان بزند که راه خانه شان را گم کنند. گذشت آن دوره ای که شما ۴،۳ نفر دور هم بنشینید برای ملتها و برای دنیا تعیین تکلیف کنید.
ملت ایران در محاسبات خود و در معاملات خود اصلاًشما را به حساب نمیآورد. جایی برای شما قائل نیست. بالاخره باید پاسخ این جنایتها را در عراق و در افغانستان بدهید. به خاطر ثروت و پول تصمیم میگیرید به یک کشور حمله میکنید و بعدش هم بگویید بیایید با هم دوست باشیم.
بله ما هم میگوییم باید دوست باشیم اما باید بر «پایه عدالت» حساب پس بدهید. هر کس در این جنایت ها مشارکت داشته باید حساب پس بدهد. البته بگذارید به شما بشارت هم بدهم. این سرو صدا ها و این کارهایی که در دنیا میکنند و نشانه اقتدار و پایداری آنها هم نیست. بلکه بر عکس اینها نشانه ضعف و اضمحلال آنهاست. کسی که در منطق و در استدلال کم بیاورد زود موشک و هواپیمایش را نشان می دهد. این دیگر چه قدرت است. این شکست خوردن است دوران مادیگری و مادیگرایی به پایان رسیده است. دورهای که امپراتوریها با زر، زور، پول، رسانه، دروغ و سلاح ملتها را به اسارت بکشند تمام شده است.
بشریت از مرز ابرقدرتها عبور کرده است. امروز دیگر ملتها، معادلات ابرقدرتها را به رسمیت نمیشناسند. با این معادلات حتی کوچکترین مشکلات را هم نمیتوانند حل کنند و فلسطین و افغانستان و لبنان و عراق و سودان هیچ کجا را نمیتوانند حل کنند. چون دیگر آن سلاح از کارایی افتاده است و در محیط امروز اثری ندارد و به فضل الهی دوره گرایش عمومی ملتها به یکتا پرستی و پاکی و عدالت و انسانهای پاک و صالح آغاز شده است.
البته سختیهایی نیز وجود دارد. رسیدن به قلههای بلند و تحقق آرمانهای الهی جز از مسیر سختیها، جزء از مسیر مبارزه همه جانبه جدی و بیامان علیه باطل نمیگذرد اما به فضل الهی نتیجه این مبارزه پیروزی جبهه حق است. نابودی جبهه استکبار است. متأسفانه که بعضی از کشورهای اطراف ما به نام اسلام در خدمت صهیونیستها هستند. متأسفیم نمیفهمند و امکانات خودشان را در مقابل صهیونیستها برای سرکوب ملتهای منطقه قرار دادهاند. امیدواریم آنها هم متنبه و بیدار شوند و در کنار صفوف به هم پیوستهی ملتها قرار بگیرند.
درخشش ارزشهای الهی آغاز شده است. نوری که از ایران میتابد. دل ملتها را روشن کرده است. امروز مطالبه عدالت، پاکی، عزت، یکتا پرستی، به سرعت، به مطالبه عمومی بشریت تبدیل میشود و این بشارتی است بر ما که روز حاکمیت انسان عادل نزدیک است.
ج: سخنرانی جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در همایش روز جهانی مساجدسال ۱۳۹۱
بسم الله الرحمن الرحیم
خدای بزرگ را سپاسگزارم که در پایان دههی تکریم مساجد و در آستانهی شهرالله زیباترین ماه سال، توفیق زیارت شما عزیزان و پرچمداران ترویج فرهنگ اسلام ناب محمدی را عنایت فرمود. برادر عزیزمان، حاج آقای علیاکبری، مطالب را فرمودند و صحبتکردن من در جمع شما معمولاً درس پسدادن به مطالبی است که از خود شما آموختهایم. اجازه میخواهم چند نکته را مطرح کنم:
مسجد کانون برنامههای کشوری
مسجد کانون توحید است. مسجد کانون دعوت به امام است. مسجد محل تمرین زندگی در جامعهای جهانی با حاکمیت امام است. مسجد مرکز تعالی روح و اندیشه و دل و جان است. مسجد کانون همدلی و همبستگی و همراهی و همیاری است. مسجد بهترین مأمن و پناهگاه برای آحاد مردم است. همهی مردم باید مسجد را مأمن و ملجا خودشان بدانند و آن را نقطهی امید خودشان بشناسند. عمران مسجد فقط به تعمیر ساختمان نیست بلکه به انجام کارکردها و مأموریتهای مسجد بازمیگردد که به فضل الهی در دوران پس از انقلاب، با شتاب روزافزون، در این جهت، حرکت کردهایم. همه دراینباره مسئولند. حاج آقای علی اکبری فرمودند دولت کمک کند، حتماً ما این کار را خواهیم کرد وما با کمال افتخار، درخدمت شما هستیم. گرچه دراینباره، تا کنون، اعتبارات فرهنگیای را چند برابر (حدود ۲۷ یا ۲۸ برابر) کردهایم؛ اعتباراتی که مربوط به مسجد، بسیج، حوزههای علمیه، قرآن، مصلاها و نمازهای جمعه است. البته، هیچ منتی نیست و بلکه با افتخار و بهعنوان وظیفه و تکلیف دنبال خواهیم کرد.
انشاءالله، مسجد کانون هر اتفاق مثبتی باشد که قرار است رخ بدهد. در ادارهی جامعه و برپایی ارزشهای الهی در حاکمیت جهانی، مسجد نقشی ممتاز و ویژه دارد. هیچ سازمان و نهادی نمیتواند بدیل مسجد باشد یا نقش آن را، ولو بهطورجزئی، ایفا کند. سازمانها و نهادهای فرهنگی گوناگونی بهوجود آمدهاند و بودجههای کلانی هم میگیرند، اما کاری نمیکنند و اگر هم بکنند، باز نمیتوانند جای مسجد را پر کنند. مسجد را خدا بهوجود آورده است، پشتیبانش خداست و خداست که به فعالیتهای مسجد برکت میدهد. ما در خدمتتان هستیم و انشاءالله، در اولین فرصت در ماه مبارک رمضان، حاج آقای تاج الدینی طرح را دنبال میکنند.
انسان محور هستی
ما در متن انقلابی عظیم هستیم و باید به آرمانها و اهداف انقلاب برگردیم، دائم باید مأموریت خودمان که ادامهی مأموریت پیامبر عزیز، حضرت محمد مصطفی(صلاللهعلیهوآله)، است را یادآوری کنیم. به اوائل انقلاب بیاندیشیم که چه اتفاقی افتاد؟ در چه فضایی زندگی میکردیم؟ آرزوهای ما چه بود؟ کدام افق، کدام تصویر، کدام بشارت، ملت ما را به حرکت واداشت؟ طی چند هزارسال با مدلی از حاکمیت، بهخصوص در سدههای اخیر، موجودیت ملت ما تحقیر شد و کرامت انسانها له شد. بیش از هزار سال و برخی از بخشهای کشور هزاروچهارصد سال، بخشهای وسیعی از کشور در آرزوی عدالت و کرامت و رسیدن به همهی وعدههای انبیای الهی بودند و برای آن تلاش کردند، مجاهدت کردند و سختیها را تحمل کردند. آرزوی داشتن حکومتی علوی با معیارهای علوی بر دل مردمان ما بوده است؛ حکومتی که حکومت محو در مردم و مردم محو در حکومت باشند و عدالت و احترام در حد اعلای ممکن باشد. خلاصه اینکه، در آرزوی احیای حقیقت انسان، انسانیت و کرامت انسان، همهی ما باور داشتیم وقتی انقلاب بشود، شأن و منزلت انسانی انسانها بالا خواهد رفت. مگر غیر از این است که پیامبر عزیز آمدند تا انسانیت انسانها را احیا کنند، کرامت انسانها را احیا کنند، حقیقت انسانی را احیا کنند و انسان را در راهی نورانی بهسمت کمال و معنویت قرار بدهند. موضوع کار پیامبر اکرم ما و پیامبران انسان بود و موضوع انقلاب ما هم انسان بود. حکومت برای انسان، در خدمت انسان و برای تعالی انسان است. خداوند عالم را برای انسان خلق کرد و انسان دردانهی هستی است. همه چیز در تسخیر انسان است تا به تعالی و شکوفایی برسد. حال، آیا ما در این مسیر پیش میرویم یا خیر؟ سرعتمان چه قدر است؟ تعالی روحی و معنوی در جامعه زیاد شده است یا کم؟ انسانها چقدرعزیز شدند؟
عدالت ضامن کرامت انسانی
ظلم کرامت انسانها، شخصیت انسانها، حقوق انسانها را از بین میبرد؛ ازاینرو عدالت برای تکریم انسانیت انسانهاست چراکه ظلم انسانیت انسان را له میکند و کرامت انسان را منکوب میکند. بههمیندلیل، نزد خداوند، زشتترین کار ظلم است. ظلم آنقدر زشت است که خدای متعال به حاکمیت با کفر، فرصت ادامهی حیات میدهد ولی به حاکمیت با ظلم فرصت نمیدهد؛ چراکه ظلم در نقطهی مقابل حقیقت و کرامت انسان و تعالی انسانی است. من به خودم و به همهی فعالان کشور هشدار میدهم که انقلاب برای جابجایی افراد و تغییر ادبیات نیست. اینگونه نیست که در انقلاب هم دعوا بر سر قدرت باشد، یعنی عدهای که بر سر قدرت دعوا داشتهاند، کنار بروند و عدهی دیگری بیایند که آنها هم بر سر قدرت دعوا دارند. عدهای فرصتطلب کنار بروند و امثال من با محاسن و ادبیات دینی بیایند و همان کار را بکنند. باید دائما مراقب خودمان باشیم. اگر دیدیم در این مسئولیتها بهلحاظ معنوی و روحی اعتلا پیدا میکنیم، بدانیم که در جامعه هم موثریم ولی اگر درجا زدیم و عقب رفتیم، چطور میتوانیم جامعه را رو به جلو ببریم. اگر کسی که در مسند مدیریت جامعه قرار میگیرد، پیشگام در معنویت و تقوا و عدالت نباشد، چطور میتواند جامعه را معنوی کند. هدف انقلاب ما این است؛ هدف این نبود که چند حزب درست کنیم و برای رسیدن به قدرت هر کاری بکنیم.
اخلاق الاهی تنها راه سعادت جامعه
ما باید جامعهی اسلامی درست کنیم و جامعهی اسلامی ویژگیها و معیارهایی دارد. برای مثال، وقتی میبینیم در جامعه، تهمتزدن خیلی راحت است، افترازدن راحت است و هیچکس بیمی از عقوبت دنیوی و اخروی ندارد، باید بدانیم که چنین چیزی نشانهی اعتلا نیست، نشانهی پیشرفت نیست و اینها نشانههایی منفی است. بهخداف بیش از آنکه ما نیازمند بحثهای سیاسی باشیم، به بحثهای انسانی و اخلاقی و فرهنگی نیاز داریم. چنین بحثهایی است که جامعه را درست میکند. اگر قدرت بهدست انسانهای ناصالح بیفتد، خطرناک است و همانند تیغ تیزی خواهد بود در دست زنگی مست. علم و سواد هم همینطور است. اگر علم در قلب ناساختهای بنشیند، به بمب اتم و سلاحهای جدیدی تبدیل میشود که آمریکاییها درست کردهاند و فقط موجودات زنده را میکشند. اینها حاصل وجود علم در قلب ناپاک است که علیه بشریت است. چنین کسانی وقتی سیاسمتدار میشوند، همهی کارشان استکبار و تحقیر ملتها و تحمیل فقر بر ملتها است. ماه رمضان و ماه بازگشت به اخلاق و ارزشهای الهی است، ماه بازگشت به انسان و انسانیت است. رمضان فرصت خوبی است برای همهی ملت ما و برای همهی بشریت که برگردیم و توبه کنیم. توبه امری مستمر است و هر لحظه باید توبه کرد و هر لحظه باید بازگشت. امیدوارم، خدای متعال توفیق بدهد از همهی برکات این ماهی که در آن همهی درهای رحمت بهطورکامل بهروی انسانها و بشریت باز است، بهره ببریم.
مشکلات اقتصادی
مسئلهی دیگری که میخواهم بهطورخلاصه، به آن اشاره کنم بحثهایی در حوزهی اقتصاد است. گرانیها و مشکلاتی وجود دارد، اینطور نیست که ما جدای از مردم و دور از مردم باشیم، ما کف خیابانیم و میفهمیم چه میگذرد، اما نبردی سنگین است. دشمنان اساس ملت ما، فرهنگ ما، آرمانهای ما، انقلاب ما و موجودیت ما را هدف گرفتهاند. میشود گفت بیسروصدا همهی نیروی خود را بسیج کردهاند. ما هم با همهی توان هستیم و تقریباً بخش مهمی از دولت شبانهروزی کار میکند. همه چیز لحظهای است. بالاخره، مراکز اصلی و حلقههای اصلی اقتصادی دنیا در دستشان است و ستادهایی گذاشتهاند که آنها هم شبانهروزی و لحظهای کار میکنند. ما راهی را باز میکنیم و آنها بلافاصله میبندند، نبردی بزرگ در جریان است که شاید در آیندهی نزدیک فرصت بشود و توضیح بدهم. اکنون میخواهم برخی از موارد را توضیحی بدهم. دو گروه سوءاستفاده میکنند: ازیکسو، دشمنان شادی میکنند و میگویند گویا نیشگونی که گرفتهایم، دردشان گرفته است و ازسویدیگر، بعضی سوءاستفادههایی میکنند، کسانی که یکمقدار از دست ما دررفتهاند، چون بعضیها با ما همراهی نمیکنند که البته انشاءالله، آنها هم همکاری خواهند کرد. بالاخره، گردنهای است که باید از آن عبور کنیم و بهفضل الهی، عبور خواهیم کرد. این راهی نیست که بخواهیم در آن متوقف بشویم. از جهت دولت، بنده به ملت ایران و به شما اطمینان میدهم که این دولت سر سوزنی از حقوق ملت و از آرمان های انقلاب و از ارزش های بزرگ عقبنشینی نخواهد کرد. این افراد کسی نیستند و آنچنان قدرتی ندارند، آنها قدرتهای اقتصادی و مادی رو به زوالیاند که اگر همهی گذشتگانشان، از نمرود و فرعون، را هم بسیج کنند و همهی توانشان را بهکار بگیرند، باز نمیتوانند موفق شوند. ما قدمبهقدم با آنها پیش میرویم و بالاخره، اگر ضربهای میزنند، ضربهای هم نوش جان میکنند؛ اینطور نیست که یکطرفه باشد. خیلی وقتها ضربهای که آنها دریافت میکنند، سنگینتر است.
آمارهایی از پیشرفت دولت
اکنون، فصل دعوت به همدلی است، فصل دعوت به مقداری صبر و ایستادگی است، فصل دعوت به مراعات همنوع و هموطن و همدین است. حال، چرا آنها با ما اینگونه برخورد میکنند، عللی دارد. یکی آنکه آنها دیدند ایران، مانند فنری که در رفته است، به سمت فتح قلهها پیش میرود. در اقتصاد، در علم، در فنآوری و در صنعت، ایران رو به جلو حرکت میکند. اجازه دهید، مقداری آمار به شما بدهم که مقداری سرعت پیشرفت ایران روشنتر بشود. البته، این مقایسهای که میخواهم بکنم بهمعنای نادیدهگرفتن زحمات دیگران نیست بلکه بهمعنای شکر نعمتِ پیشرفت پرشتاب ملت ایران است و خیلیها نمیتوانند باور کنند که شبیه معجزه است: اول سال ۸۴، ظرفیت تولید سیمان در کشور ۳۲ میلیون تن بوده است و الان که من خدمت شما هستم، بیش از ۷۶ میلیون تن است. یعنی، از پنجاه سال قبل که در کشور کارخانه سیمان درست شد تا سال ۸۴ ، ظرفیت ۳۲ میلیون تن بوده است و از سال ۸۴ تا حالا ۴۴ میلیون تن به آن اضافه شد و تا پایان سال، شش یا هفت میلیون دیگر هم اضافه میشود. تولید فولاد همینطور است، ۱۰ میلیون تن به ۲۱ میلیون تن تبدیل شده است. در این دوره، بیش از کل تاریخ آموزشوپرورش، مدرسه ساخته شده است، یعنی هرچه مدرسه در کل تاریخ آموزشوپرورش ساخته شده بود، در این دوره، بیش از آن ساخته شد. به اندازهی تاریخ کشور دانشگاه ساخته شده است، یعنی فضای دانشگاهی. اول انقلاب، صادارت غیرنفتی ما ۷۰۰ میلیون دلار بود، اول دولت نهم ۲/۷ و سال گذشته ۵۳ میلیارد دلار بود. تولیدات پتروشیمی که ما تحویل گرفتیم، ۲۲ میلون تن ظرفیت داشت و الان ۵۷ میلیون تن ظرفیت دارد. ۸۶ میلیون تن محصولا کشاورزی سال گذشته ۱۱۷، ۱۲۰ میلیون تن شد و امسال انشاءالله به ۱۳۰ میلیون تن میرسیم؛ با اینکه پانزده سال است، تقریباً در خشکسالی هستیم. درباب فنآوری هم پیشرفت زیادی کردهایم. پریروز به کارخانهی لکوموتیوی رفتم که بهدست متخصصان ایرانی ساخته شده است. به اتاق راننده رفتم و آنجا نشستم، آنقدر این لوکوموتیو را خوب درست کردهاند که اصلاً صدای موتور به گوش راننده هم نمیرسید. این کارخانه را ظرف ۱۸ ماه برپا کردند. بعضی نیروهای خارجی آمده بودند و تعجب میکردند و میگفتند محال و نشدنی است. در مقالات علمی، در پزشکی و در بخشهای دیگر نیز ایران بهسرعت درحال پیشرفت است.
تأثیر تحریمها
مسئلهی دشمن اینهاست و موضوع هستهای بهانه است. اقتصاد ما هفدهم جهان بود و اکنون بهسرعت به رتبهی پانزدهم نزدیک میشود، یعنی تا سال ۹۲ میشود پانزدهم دنیا. با برابری قدرت خرید ۱۲۰۰ میلیارد دلار، یعنی اگر چیزی که ملت ایران میخرند را سرجمع روی هم بریزیم و بخواهیم از بازار جهانی تهیه کنیم این عدد میشود. درطرفدیگر، کل واردات با قاچاق و همهی چیزهای دیگر، ۶۰ یا ۷۰ میلیارد دلار است؛ پس می شود ۱۲۰۰ در برابر ۷۰. بعضی از این شرکتهای اروپایی صادرات قطعات خوردرو را قطع کردند و متخصصان ما بهسرعت قعههایی داخلی تولید و جایگزین کردند. مگر ما مردهایم که نتوانیم چهار تا خودروی خوب بسازیم که مردم ما راحت و ایمن سفر کنند، شما با چند تا یخچال و تلویزیون و موتور پمپ و کمپرسور میخواهید به ملت ما زور تحمیل کنید؟ گندهتر از شما هم نتوانستند ما را تحریم کنند، شما که عددی نیستید. روزگاری فنآوری در خدمت برخی آدمگندهها بود و آنها که الحمدلله به تاریخ پیوستند، شما که عددی نیستید. بله، مقدار اسلحه و چهار تا موشک دارند؛ اما نمیتوانند با اتکا به آنها در نبردی درازمدت و حتی میانمدت پیروز بشوند. یکی دو قدم جلو میآیند اما سیلیای خواهند خورد که تا اعماق قبرستان تاریخ باید عقبنشینی کنند. بعضیها از این فرصت استفاده میکنند و با خود میگویند فرصت خوبی است که دولت را سرکوب کنیم و دعواها و کینههای گذشته را حل کنیم.
مدیریت جهانی
اگر ما از وضعیت امروز جهان دریافتی روشن و واقعی نداشته باشیم، حتما آسیب میبینیم. من اعتقاد خودم را عرض میکنم، ملتهای دنیا از وضع موجود ناراضی و ناراحتند. هیچکس راضی نیست، حتی سران استکبار هم میگویند وضع خراب است و آنها هم ناراضیاند. حال، تمایلی به تغییر در دنیا پیدا شده است، یعنی گرایشی به تغییر. ازسویدیگر، مرز ارتباط انسانها برداشته میشود؛ البته، مرزهای سیاسی سر جایش است و شاید تا سالها هم سرجایش باشد، اما مرزهای ارتباطی بهسرعت درحال برداشته شدن و دنیای آدمها درحال بزرگتر شده. فردی در تهران نشسته است، ولی ذهنش دربارهی همهی مسائل جهان درگیر است؛ زیرا او وارد شبکهای میشود که از همهی جای دنیا در آن هستند. بهتعبیردیگر، نگاه انسانها درحال جهانیشدن است. مطالبهی مردم درباب آزادی و کرامت تقریباً همهگیر میشود و شدیدتر میشود. در چنین وضعی، طبیعی است که جنبشها و تحرکاتی اتفاق میافتد. نظام سلطه مشکلات فراوانی دارد. الان، بیش از سی سال است که در غرب، هیچ فرضیه، نظریه و تئوری جدیدی مطرح نشده است و متفکر بزرگی پا به عرصهی زندگی نگذاشته است، تمام شد. اما فکر میکنم، آنها همهی باقیماندهی قوایشان را بسیج کردهاند که ارادهی ملتها و گرایش به تغییر آنها را مدیریت کنند. آنها میخواهند یکبار دیگر با شعارهای بهظاهر انسانی، جای پای خودشان را مستحکم کنند.
اما حق این است که مدیریت این عرصه بهدست ملت ایران باشد. برای اینکه مدیریت را در دست بگیریم، باید لوازم و شرایطی آن را مهیا کنیم. اولین لازمهی آن، نگاه جهانی است. آنها حرفهایی میزنند که جهان شمولاند؛ مثل عدالت، آزادی، حق انتخاب. هر ملتی این سخنان را میپذیرد و اصولاً چنین حرفهایی منطبق بر فطرت انسانهاست. خب، ما چه باید بگوییم؟ ما باید به چه چیزی دعوت کنیم؟ آنها حرفی میزنند که در تهران خریدار دارد، در مسجد من و شما هم خریدار دارد. نمیگویم نیت آنها خیر است یا همهی حقیقت همان چیزی است که آنها میگویند؛ حتی نمیگویم تعریفی که آنها از آزادی و عدالت و کرامت انسانی میکنند، درست است. خیر، ما سخنشان را قبول نداریم و خیلی جاها در نقطهی مقابل ماست؛ ولی بالاخره، آنها حرفی میزنند که مخاطبشان همهی انسانها هستند. حال، ما که میخواهیم جهان را مدیریت کنیم، اگر حرفی بزنیم که مخاطبمان همهی انسانها نباشند، بهتعبیردیگر، عرصهی جهانی را هدف نگیریم، حتماً در این نبرد بازنده خواهیم بود. فرض کنید کسی به همهی اقوام ایرانی حمله کرده است و ما میخواهیم مقابله کنیم، اگر هر قومی فقط شعار قوم خودش را بدهد، حتما شکست میخوریم؛ اما اگر بگوییم همهی اقوام برای نجات ایران، آنوقت پیروز میشویم. باید بگوییم همهی ملتها و همهی بشریت باید برای نجات انسان و برای برپایی عدالت بکوشند، موفق میشویم. بهتعبیردیگر، باید وکیل مدافع همهی ملتها باشیم تا بتوانیم در این نبرد، جایی برای خودمان پیدا کنیم. درغیراینصورت، اگر بگوییم فقط میخواهیم ملت خودمان را نجات بدهیم، یا چندتا از همسایههای خودمان را نجات بدهیم، یا حداکثر مسئولیت ما کشورهایی است که مردمش مسلمانند، حتماً شکست میخوریم.
اسلام دین جهانی
اصلاً از سویی دیگر به این قضیه نگاه کنیم، آیا اسلام برای دوره خاصی آمده است؟ برای قوم خاصی آمده است یا ناقص است؟ اسلام دین کامل است. پیامبر(صلاللهعلیهوآله) فرمود که پیامبر خاتم است، یعنی متعلق به همهی بشریت است. پیامبر آمده است برای همهی انسانها، یعنی پیامبر چینیها و بوداییها و هندیها و مسیحیها هم هست؛ منتهی آنها نشناختند و به دلایلی که شما میدانید، تبعیت نمیکنند. بعد از پیامبر ما، پیامبری نمیآید و پیامبر ما انسان کامل است، حلقه آخر است و بقیه در خدمت پیامبرند. یعنی اگر حضرت عیسی و حضرت موسی(علیهماالسلام) بیایند، مردم را به اسلام دعوت میکنند. مگر خدا چند دین فرستاده است؟ آیا دین غیر از اسلام است؟ «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ» همهی پیامبران مسلمان بودهاند. یک پیغمبر پیدا کنید که مسلمان نبوده باشد. اگر کسی مسلمان نباشد که پیامبر نیست. نگاه اسلام جهانی است. بله، ممکن است دایرهی مأموریت اجتماعی پیامبری محدود به یک قوم بوده باشد اما این بدان معنا نیست که چیزی غیر از اسلام را عرضه کرده است. من فکر میکنم، وقتی خدای متعالی فرمود «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»، خطابش به همه بشریت بود. حلقهی دین کامل شد؛ حلقهای که از حضرت آدم شروع شده بود و به حضرت خاتم رسید و نقطهی کمالش ولایت امیرالمومنین و اولاد آن عزیز بود و امروز هم که از آن امام عصر(عجلاللهتعالیفرجالشریف) است. یک دین بیشتر نیست و آن هم جهانی است. پیامبر ما رحمه للعالمین است مخاطب قران کل بشریت است.
جهانیشدن
بگذارید از زاویهای دیگر بحث را مطرح کنم. عزیزان من، چه بخواهیم و چه نخواهیم جامعهی بشری بهسمت جهانیشدن درحال حرکت است و این چیز خوبی است، فکر نکنید چیز بدی است. تا جهانی نشویم، عدالت حقیقی حاکم نمیشود. امکان ندارد شما دور کشور دیوار بکشید و بگویید من عدالت را در اینجا حاکم میکنم. چنین چیزی امکان ندارد، ارتباطات جهانی نمیگذارد و تأثیر و تأثر هست. با این نگاه، مبنای مارکسیستها و ماتریالیستها و سرمایهدارها یکی بود، فقط دو تا جلوه بودند. من اعتقادم را بهطورتاریخی اثبات میکنم که هم جریان مارکسیستها و هم جبهه سرمایهداری را صهیونیستها راه انداختند و هر دویشان هم برای لهکردن حقیقتِ دل، حقیقتِ اسلام و حقیقتِ توحید است. هر دویشان برای لهکردن جامعهی بشری است. مارکسیستها که رفتند و انشاءالله، سرمایهدارها هم به آنها خواهند پیوست. ولی ما باید چه چیزی به جایش بگذاریم؟ امروز ما باید در تحولات جهانی، چه چیزی را به بشریت عرضه کنیم که با ما همنوا بشود و بپذیرد؛ چیزی که همهی آرزوها و خواستههای فطری خود را در آن محقق ببیند؟ چه نظام ارزشی را باید وعده بدهیم؟ اگر به دنیا خطاب کنیم که بیایید مثل ما بشوید، قبول میکنند، نه قبول نمیکنند. حتی اگر ما بهترین باشیم، باز آنقدر تعصبات تاریخی را بر ذهن ملتها سوار کردهاند که آنها نمیپذیرند. برای مثال، همین الان تا میگویید اسلام، القاعده را جلوی مردم میگذارند و تصویر افراد پلیدی را نشان میدهند که در سیستانوبلوچستان جنایت میکردند؛ کسی که سر برادرزن خودش را که حاضر نشده با آنان در قتل مردم همکاری کند، مثل حیوان میبرد و اطرافیانش هم تکبیر میگویند. اینچنین تصویری را به دنیا نشان میدهند و بزرگترین خیانت به اسلام همین است که البته بیتردید پشت این کار صهیونیستها و آمریکاییها هستند. همهی رسانهها و بانکها و ثروت دنیا دست آنهاست. حال، با این وضع، باید به چه چیزی دعوت کنیم؟ اگر بگوییم بیایید مثل ما باشید که زود موضع گیری میکنند.
دعوت حقیقی به توحید و امام عصر(عجلاللهتعالیفرجالشریف)
باید همه را به توحید دعوت کنیم. امروز روزی است که باید به این فرمان عمل کنیم: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ» باید به توحید دعوت کنیم، به عدالت، به آزادی حقیقی، به تجلی همهی زیباییهای هستی، به انسان کامل، به امام عصر(عجلاللهتعالیفرجالشریف) که متعلق به همهی بشریت است. باید ادبیاتمان را درست کنیم و خیال نکنیم که اینها مال ماست. بله، ما خدا را شکر میکنیم که پیشگامیم در شناخت آن امام عزیز(عجلاللهتعالیفرجالشریف) و در عشق به آن امام عزیز و انشاءالله در فداکاری در راه او نیز پیشگام باشیم؛ اما بعضی وقتها میخواهیم امام را طوری معرفی کنیم که خودمان اثبات بشویم. حتی گاه طوری از امیرالمومنین(علیهالسلام) صحبت میکنیم که خودمان اثبات بشویم. اما این کار ظلم به امیرالمومنین است، ظلم به اسلام و امام زمان است. بهخدا، بهخدا، بهخدا، اگر حقیقت اسلام و توحید و امام عصر آنگونه که هست، معرفی شود، حتی اگر فقط یک گوشهاش و یک جلوهاش را در هر جای دنیا و برای هر قومی درست معرفی کنیم، عاشقش میشوند. ما اینها را آزمایش کرده ایم، چرا نشوند، «فطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ»، اینها در دل مردم است.
خاطرهای بگویم، به کشوری شرقی رفته بودیم، جلسهای گذاشتند و علمایشان را هم دعوت کردند. کشور در اصل بودایی و هندو بود (نود درصد بودایی، پنج یا شش درصد هندو، دو یا سه درصد مسیحی و تعداد کمی هم، کمتر از نیم درصد مسلمان). چهارصد یا پانصد نفر با لباسهای قرمز و سربندها و شنلهای قرمز نشستند و تعدادی مسیحی و تعدادی مسلمان هم بودند. نمایندگان همه صحبت کردند و همه از ملت ایران تجلیل کردند. من هم یکربع صحبت کردم و همین حرفها را زدم. گفتم: جهان نیازمند حاکمی است با این ویژگیها و تازمانیکه چنین حاکمی نیاید، مشکلات حل نمیشود، عدالت برپا نمیشود، کرامت انسانها احیا نمیشود. پیرمردی نودوچند ساله که روحانیای بودایی بود و روی روی ویلچیر یا برانکاردی قرار داشت، با حرفهای من اشک میریخت. ابتدا، فکر کردم قوای جسمیاش به هم ریخته است، از مترجم پرسیدم این بندهی خدا چرا گریه میکند؟ اشکهایش را پاک کردم و پرسیدم چرا ناراحتی؟ گفت: من نود سال در آرزوی این حرفها بودم. بهخود خدا، شما این حرفها را از زبان ما میزنی.
اسلامستیزی دشمنان
اکنون، دهها شبکه، در همین کشورهای عربی، افرادی را بهنام اسلام و با ظاهر اسلامی میآورند، و آنها فرمان قتل علویان و شیعیان را صادر میکنند. میگویند باید شیعیان را ذبح کنید. وقتی سوال میکند که چرا ذبح، میگوید: مگر خداوند برای حیوانات اجازهی ذبح نداده است، خب همان خدا گفته است: «أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»! با این استدلال اسلام را در دنیا معرفی میکنند. ما باید فرقمان را با او بگوییم، اما بهمحض اینکه حرف میزنیم، تصویر او را کنار تصویر ما میگذارند. باید این قالب را بکشنیم و تنها راه این شکستن این است به انسان کامل دعوت بکنیم؛ انسانی که مال همه است و مال من و تو نیست، یعنی نسبت من با او با نسبت تو با او یکی است. او دلسوز همه است. امام عصر(عجلاللهتعالیفرجالشریف) تجلی خداست و همهی بندگان خدا را دوست دارد. او عاشق همه ی انسانهاست و همه امت اویند؛ گرچه او را نمیشناسند. مگر همه امتها پیامبر را میشناسند؟
غفلت از امام، منشاء همهی مشکلات
عزیزان من، ماه رمضان و ماه تربیت است، ماه تعالی است، ماه پرکشیدن انسانهاست. از شما سوال میکنم که صاحب حقیقی ما کیست؟ خود شما به ما گفتهاید که واسطهی فیض الهی امام است و محال است خیر و خوبی و زیبایی به ما عرضه بشود، مگر از مسیر امام. این امر جزء مسلمات شیعه است. ماه رمضان ماه دلدادن به امام است. ما که به ذات الهی دسترسی نداریم و امام نردبان رسیدن به خداست. نظام جمهوری و نظام ولایتفقیه راه رسیدن به آنجاست. این نظام میخواهد ما را به آنجا برساند. ماه رمضان، ماه دعوت به امام است اما نه فقط در ایران بلکه در همهی جهان. هستی راه نجاتی ندارد جز دستانداختن به دامن امام؛ اما امام مظلوم و مهجور است و همه طراحی شیطان برای این بوده است که انسانها را از وجود امام غافل کند. وقتی کسی از امام غافل بشود، دیگر مثل کسی است که طناب لازم ندارد و خودش به دنبال شیطان میرود. اگر از امام غال شویم، دیگر لازم نیست کسی این همه سرمایهگذاری کند. امروز هم سرمایهگذاری شیطان در ایران است که بتواند این پرچم را به زمین بزند.
البته، باید خدا را بسیار شکر کنیم. لباس نوکری امام زمان(علیهالسلام) افتخاری است که بالاتر از آن وجود ندارد. همه چیز همین این جاست. همهی حقیقت، همهی رستگاری و همهی زیبایی در این اتصال است. بله، مشکلاتی هست و من هم خبر دارم اما زیباییاش هم در همین است. اگر انسان فحش و کتک بخورد ولی در مسیر باشد، ارزش دارد. همهی پیامبران فحش خوردند و فقط یک پیامبر، داوود، در رفاه بود ولی بقیه در اذیت و آزار بودند. قدر مسجد و قدر منبر را بدانید، قدر ماه رمضان را بدانید و برای همه دعا کنید. مکتب ما مکتبی جهانی و مال همه است. ای کاش، میدیدید که چه تعداد از مردم دنیا دلشان با شماست؛ زیرا فکر میکنند باید اتفاقی در عالم بیفتد و آرزوهای آنها محقق بشود. اکنون، بخش وسیعی از مردم دنیا فقیرند و اسیر دست صهیونیست و آمریکا هستند. حتی خود مردم آمریکا و اروپا هم اسیرند. بدترین اسارت این است که فرد اسیر باشد و خیال کند اسیر نیست. اروپاییها اسیرند و هرچه فریاد میزنند، کسی به دادشان نمیرسد. حال، چهکسی باید به فریادشان برسد؟ معلوم است راه نجات در توجه به ارزشهای توحیدی است.
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.